ماه نوزدهم

















ماجراهای پسر یک سال و نیمه من
- این ماه تصمیم گرفتم که به جای این که مطالب هر نیمه ماه رو جدا بنویسم، کلشو توی یک پست بذارم و این شد که الان با یک پست طولانی و پر عکس طرفیم.... حالا ببینیم تا اخرش چی می شه؟؟؟؟؟؟؟
- مثل ماههای قبل چند کلمه و کار جدید یاد گرفتی ولی با این حال هر کدومش برای ما تازگی داره و از دیدن و شنیدش لذت می بریم و خدا رو برای تک تک کارها و حرفهای تو شکر گذاریم:))))
- شدیدا ددری شدی و اصلا خونه نشستنو دوست نداری، حتی ماشین گردی رو دوست نداری و فقط دلت می خواد ببریمت خیابون یا پارک و پاساژی که توش بدویی و راه بری...... و حالا کار ما این شده که هر پارک و فضای سبزی که ببینیم، تو رو ببریم و یه مقدار بگردونیمت....خودت هم هر وقت چشت به یه پارک میفته، فوری می زنی روی سینت و به اون طرف اشاره می کنی، که یعنی منو ببرین اونجا:)))))))))))
یه روز توی پارک ملت


می خوای بری توی استخر پارک


خیلی دوست داری برگای خشکو جمع کنی

یه روز توی پارک دانشجو، که وقتی خواستیم برگردیم اونقدر گریه کردی
که بردیمت هتل پارس

حیاط هتل پارس

لابی هتل پارس

اونجا یک بادکنک بهت دادن که تو فقط سعی می کردی بکنیش توی ابنمای لابی

توی حیاط


- حالا یه مقدار از کارا و حرفای جدیدت بگم:
- گاهی وقتا بازیهای اموزشی انجام می دیم، با این که ظاهرا اصلا حوصله نشستن و بازی با وسایلتو نداری ولی مشخصه که خیلی چیزا توی ذهنت می مونه و بعدا یه جایی نشون می دی که چیزایی رو که بهت می گمو یاد می گیری
- کتاب زیاد داری اما از بینشون به کتاب حالا باید مواظب چی باشیم، خیلی علاقه داری که ما بهش می گیم کتاب جیز، خودت می یاری که برات بخونم و از توی همون فهمیدی که اتو و چاقو و قیچی جیزه و هر وقت ببینی نشون می دی و می گی جیزززززززززززز، یه کتاب دنیای شلوغ تاتی ها هم داری که عکس بچه ها رو توی حالتای مختلف نشون می ده، بهت که می گم سوشیانس این نی نی چه کار می کنه؟ اگه مثلا خوابیده باشه، سرتو تکون می دی، یعنی که لالا کرده یا مثلا مثل اونا می خندی یا اخم می کنی........................گاهی هم کتابا یا مجلات ما رو برمی داری و خیلی دقیق انگار که می تونی بخونی نگاه می کنی، بعضی وقتا هم با زبون خودت می خونیشون:))))))))))))))

- اسم بعضی اشکال هندسی رو یاد گرفتی، البته اسما رو طوری بهت می گم که گفتنش برات راحت باشه:
دایره که من بهش می گم: گردی و تو می گی: گدی
ستاره: ستوررررره
مثلث که من می گم: سه گوش و تو می گی: سگودو
نیم دایره که من می گم: نیمه و تو می گی: ممه
قلب که چون من بهت گفتم این قلبه تو هم فکر می کنی اسمش قلبه است و
می گی: قلله
مربع یا لوزی که می گی: زولو

- کلماتی که یاد گرفتی:
جز کلمات بالا، زیافففه = زرافه ، امو = حموم ، هبیج = هویج ، خ = خر ،
ابس = اسب ، سده = سرده ، زنگه پا = زنگوله پا ، بوسو = بوشو (کلمه
رشتی که از مامان جون یاد گرفتی) ، امونا = ارمون ، ادی اودا = هادی هدی.....
- کلا فعل چرخیدن توی هر حالتی رو بهش می گی خچ : (می چرخه، بچرخون، چرخ، چرخ و فلک.....) همه و همه خچ هستن..... یه روز که از کنار یه شهربازی رد می شدیم، تند تند می گفتی: خچ، خچ که دیدم چرخو فلکو می گی، جالبه که تا حالا ندیده بودی و اونجا هم چرخ و فلک ثابت بود، فقط از روی شکلش فهمیدی که اون هم جزو خچهاست
- پنجره که باز باشه، لطف می کنی و هر چی دستت باشه می ندازی بیرون، مخصوصا خیلی علاقه داری لاکای منو پرت کنی بیرون:)))))))))))
- ادرسا رو خیلی زود و قشنگ یاد می گیری به طوری که باعث تعجب همه می شی، یه بار که یه جایی رو بری، دفعه بعد خودت مسیرو نشون می دی و واسه همین وقتی که می ریم بیرون، قشنگ حواست هست که ماشینو کجا پارک کردیم و همیشه در جهت مخالفش می ری و اصلا هم نمی تونیم سرتو کلاه بذاریم:))))))))))))))
- محل کار وفا رو بلد شدی، با این که دو سه بار بیشتر نرفتی ولی نزدیکش که می شیم داد می زنی وافا، وافا و یا خونه خاله رو بلدی و جرات نداریم از جلوی کوچشون رد بشیم، چون داد وهوار راه می ندازی که بریم اونجا یا مسیر پارک، کوچه خونمون، خونه مامان جون........واقعا من موندم روی اون صندلی ماشین که میشینی با اون دید کم و شیشه های دودی ماشین چطور مسیرا رو می شناسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟


- یک ماهی می شه واسه این که دندونات خراب نشن شبا توی خواب بهت شیر نمی دم تا نزدیکیای صبح... مسواک زدنو هم یک 5-6 ماهی هست شروع کردیم، ولی اوایل با مسواک انگشتی می زدیم و الان با مسواک معمولی و یک بار هم از خمیردندون استفاده می کنیم، این هم عکس مسواک و خمیر دندون شما، که البته اول یک خمیر دندون دیگه برات خریده بودیم که ناگهان به طرز مشکوکی ناپدید شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تا دوباره اینو خریدیم و اتفاقی چند روز پیش خمیر دندون اولی رو از توی یکی از کشو ها پیدا کردیم:)))))))))))))))))

- تا سه چهار ماه پیش مامانو بلد بودی ولی الان اصلا نمی گی، وقتی می گم مامان کو ؟ می زنی روی سینه خودتو می گی: ماما، ماما:)))))))))))))
- همه اسباب بازیاتو یه جا نمی یارم برات و بعضیا رو جمع کردم و هی تعویض می کنم تا برات تازگی داشته باشن....... این ماه چادرتو دوباره راه انداختم برات، کلی کیف کردی و روزای اول همش توی چادر بودی، عکس زیر هم گوشه ای از این ماجراست:
من و تو در زیر چادر مشغول غذا خوردن


هر جایی به ذهنمون برسه که اب نما و فواره داره تو رو می بریم
، یه روز هم رفتیم پاساژ وصال

پارک فارغ التحصیلان



پاساژگردی


حیاط


خیلی دوست داری برگای خشکو بریزی داخل استخر



توی پاساژ نزدیک خونه دو تا دستگاه بازی گذاشتن و تو مشتری ثابتشونی




شهر بازی ویلاژ توریست و بازی مورد علاقت

یه شب در پارک ملت

باز هم هتل پارس


- یه روز توی حیاط، به پیشنهاد خانوم همسایه لباساتو در اوردم و
گذاشتمت توی اب، که کلی کیف کردی و واسه این که سر نخوری
مجبور شدم خودم شلوارمو بزنم بالا و بیام توی اب:))))))))))))))

پارک دانشجو




همین جا اعتراف می کنم این روش با شکست مواجه شد، از ماه بعد جدا جدا می نویسممممم



ماه نوزدهم 






